محمد باقر شريعتى سبزوارى
89
تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )
حكايت مىكنند كه با واقعيت خودش با امور ذهنيه متحد است و آن واقعيت « حكم » است كه يك واقعيت دو جانبه است و بهواسطهء وى ما مىتوانيم يك نوع راهى به خارج از ذهن پيدا كنيم . پس اينگونه مفاهيم اگر چه مهيت و حاكى از خارج نيستند ، ولى يك نوع وصف حكايت براى آنها اثبات نموده و اعتبار كاشفيت و بيروننمايى را به آنها مىدهيم و از همين روى نام « اعتبارى » روى آنها مىگذاريم . « 1 » از بيان گذشته نتيجه گرفته مىشود كه اولًا ، ادراكات منقسم مىشوند به دو قسم : تصور ، حكم ، و اين همان تقسيم ادراك است به تصور و تصديق كه در مقالهء 4 گذشت و ثانياً ، مفاهيم تصوريه ( ادراكات تصورى ) منقسم مىشوند به دو قسم : مهيات و اعتباريات . ماهيات ادراكاتى است كه از ظرف خارج به حوزهء ذهن وارد شده ، ولى اعتباريات مانند مفاهيم كثرت و وحدت ، كلى و جزئى ، و تصديق و حكم به نفى و اثبات ، از مصاديق خارج حكايت ندارند . به آغاز سخن بر مىگرديم و از سوى ديگر ، چنانكه گفته شد ، نفس ما و قواى نفسانى و افعال نفسانى ما پيش ما حاضر بوده و با علم حضورى معلوم مىباشند . در گذشته گفتيم هر كسى خود را وجدان مىكند ؛ يعنى خودش پيش خودش حاضر است و همچنين قواى نفسانى ( مانند قواى بينايى ، شنوايى ، چشايى ، لامسه ، اراده و كراهت و حب و بغض ، تصميم و انصراف ، عقل و هوش ) اين امور جزو حالات نفسانى و افعال وى به شمار مىروند و انسان به گونهء اجمالى و ابتدايى آنها را ادراك مىكند و قوهء مدركهء ما ، با آنها اتصال و رابطه دارد ؛ يعنى بدون واسطهء تصورات ذهنى و به كار گرفتن حواس ظاهرى ، آنها پيش نفس
--> ( 1 ) . اين اعتباريات را ، كه اعتباريات فلسفى و انتزاعى است ، با اعتباريات اجتماعى و اخلاقى كه در مقالهء 6 بيان مىشود و صرفاً قرار دادى است نبايد اشتباه كرد ، زيرا اينگونه انتزاعيات يك نوع اعتباريات عقلى و منطقى است كه ذهن ملزم به پذيرش است به خلاف اعتباريات عرفى و قراردادهاى اجتماعى كه براى رفاه و حفظ حدود و حقوق متقابل وضع و جعل گرديده است و بدين منظور اقوام بشرى آن را پذيرفتهاند و در هر چند سالى مىتواند تغيير كند